احمد یادگاری روانشناس شخصیت
 
مشاوره آنلاین : https://haal.ir/C/DaUDhBL

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ جمعه نوزدهم تیر ۱۴۰۵ توسط احمد یادگاری روانشناس شخصیت
ارزیابی و مفهوم‌سازی مصاحبه بالینی شناسایی طرحواره‌ها، سبک‌های مقابله‌ای و مودها ترسیم فرمول‌بندی موردی آموزش مراجع توضیح مفهوم طرحواره ارتباط دادن مشکلات فعلی با تجارب کودکی آموزش مودها و چرخه طرحواره تکنیک‌های شناختی بررسی شواهد موافق و مخالف باورهای طرحواره‌ای اصلاح باورهای هسته‌ای استفاده از کارت‌های مقابله‌ای تکنیک‌های هیجانی تصویرسازی ذهنی و بازنویسی خاطرات گفت‌وگوی صندلی‌ها نامه‌نگاری درمانی بازوالدینی محدود (Limited Reparenting) تکنیک‌های رفتاری طراحی تکالیف رفتاری مواجهه با موقعیت‌های اجتنابی آموزش جرأت‌مندی ایجاد الگوهای رفتاری جدید کار با مودها شناسایی مود فعال کاهش قدرت والد تنبیه‌گر و محافظ حمایت از کودک آسیب‌پذیر تقویت «بزرگسال سالم» پیشگیری از عود شناسایی موقعیت‌های فعال‌کننده طرحواره تهیه برنامه مقابله تمرین مداوم مهارت‌ها در زندگی روزمره این چارچوب، هسته عملی طرحواره‌درمانی را پوشش می‌دهد و می‌تواند مبنای جلسات درمانی باشد. اگر هدفتان کار حرفه‌ای به‌عنوان درمانگر است، می‌توانم این مراحل را با جزئیات بالینی، تکنیک‌به‌تکنیک و جلسه‌به‌جلسه (بر اساس دانش تخصصی، نه خلاصه‌برداری از کتاب) برایتان آموزش دهم. D - yadegari: جلسه اول مرحله اول: ارزیابی و مفهوم‌سازی (Case Conceptualization) این مهم‌ترین مرحله طرحواره‌درمانی است. اگر مفهوم‌سازی دقیق نباشد، مراحل بعدی اثربخشی کمتری خواهند داشت. هدف درمانگر پاسخ دادن به این سؤال: «چرا این زوج بارها همین تعارض‌ها را تکرار می‌کنند؟» در این مرحله، درمانگر هنوز وارد اصلاح طرحواره‌ها نمی‌شود؛ بلکه مانند یک کارآگاه، قطعات پازل را کنار هم می‌گذارد. گام اول: شنیدن روایت هر نفر ابتدا هر کدام جداگانه توضیح می‌دهند: مشکل اصلی چیست؟ از چه زمانی شروع شده؟ چه چیزهایی بیشترین ناراحتی را ایجاد می‌کند؟ از همسر چه انتظاری دارند؟ درمانگر بیشتر گوش می‌دهد و کمتر قضاوت یا راه‌حل ارائه می‌کند. گام دوم: بررسی تاریخچه زندگی مثلاً درباره ساحل: رابطه با پدر و مادر چگونه بوده است؟ آیا احساس امنیت و محبت داشته؟ تجربه طرد، انتقاد یا بی‌توجهی داشته؟ درباره میلاد نیز همین پرسش‌ها مطرح می‌شود. هدف این است که ریشه‌های الگوهای امروز در گذشته بررسی شوند. گام سوم: شناسایی طرحواره‌های احتمالی فرض کنیم در ارزیابی مشخص شود: ساحل محرومیت هیجانی رهاشدگی اطاعت میلاد معیارهای سختگیرانه بازداری هیجانی استحقاق یا کنترل‌گری (در صورت وجود شواهد) این فقط یک فرض آموزشی است و باید با مصاحبه و ارزیابی تأیید شود. گام چهارم: شناسایی چرخه تعارض مثلاً: میلاد دیر به خانه می‌آید. طرحواره رهاشدگی ساحل فعال می‌شود. ساحل با خشم یا گریه اعتراض می‌کند. میلاد برای فرار از تنش سکوت یا فاصله می‌گیرد. این فاصله، طرحواره رهاشدگی ساحل را شدیدتر می‌کند. تعارض دوباره تکرار می‌شود. در این نگاه، مشکل اصلی «دیر آمدن» نیست؛ بلکه فعال شدن طرحواره‌های هر دو نفر است. گام پنجم: شناسایی سبک‌های مقابله درمانگر بررسی می‌کند هر فرد هنگام فعال شدن طرحواره چه می‌کند. مثلاً: ساحل: تسلیم یا خشم میلاد: اجتناب و فاصله گرفتن گام ششم: شناسایی مودها برای مثال: ساحل کودک آسیب‌پذیر کودک خشمگین میلاد محافظ اجتنابی والد سختگیر گام هفتم: فرمول‌بندی نهایی درمانگر در پایان مرحله اول به یک جمع‌بندی می‌رسد، مانند: «وقتی ساحل احساس بی‌توجهی می‌کند، طرحواره رهاشدگی او فعال می‌شود و برای حفظ رابطه با خشم یا اعتراض واکنش نشان می‌دهد. در مقابل، میلاد که ابراز هیجان برایش دشوار است، فاصله می‌گیرد. این فاصله، ترس ساحل را تشدید می‌کند و چرخه تعارض ادامه پیدا می‌کند.» این فرمول‌بندی پایه همه مداخلات بعدی است و به زوج کمک می‌کند به‌جای سرزنش یکدیگر، الگوهای ناسالم خود را بشناسند. نکته بالینی: در این مرحله، درمانگر بیشتر سؤال می‌پرسد تا توصیه کند. هدف، فهمیدن الگوهاست، نه تغییر فوری آنها. در جلسه بعدی می‌توانیم را به همین شکل، کاملاً عملی و با مثال‌های مربوط به ساحل و میلاد بررسی کنیم. D - yadegari: جلسه دوم: آموزش روان‌شناختی هدف اصلی درمانگر به زوج کمک می‌کند بفهمند: «مشکل شما فقط دعوا یا اختلاف نیست؛ بلکه هر دوی شما هنگام تعارض، طرحواره‌های دوران کودکی‌تان را وارد رابطه می‌کنید.» گام اول: آموزش مفهوم طرحواره درمانگر می‌گوید: «طرحواره یعنی یک الگوی عمیق فکری و هیجانی که معمولاً در کودکی شکل گرفته و امروز بدون اینکه متوجه باشیم، بر احساسات، افکار و رفتارهای ما اثر می‌گذارد.» سپس از زوج می‌خواهد نمونه‌هایی از زندگی خودشان را پیدا کنند. گام دوم: ارتباط دادن گذشته با امروز مثلاً به ساحل: «اگر در کودکی بارها احساس کرده باشی که نیازهای عاطفی‌ات دیده نشده، طبیعی است که امروز کوچک‌ترین فاصله عاطفی همسرت، احساس رهاشدگی را در تو فعال کند.» به میلاد: «اگر در خانواده‌ای بزرگ شده باشی که احساسات بیان نمی‌شده یا اشتباه کردن با انتقاد شدید همراه بوده، ممکن است امروز هنگام اختلاف، به‌جای صحبت کردن، سکوت یا فاصله گرفتن را انتخاب کنی.» هدف این نیست که والدین مقصر معرفی شوند، بلکه الگوها شناخته شوند. گام سوم: آموزش چرخه تعارض درمانگر چرخه را روی کاغذ می‌کشد: رفتار میلاد → فعال شدن طرحواره ساحل → واکنش ساحل → فعال شدن طرحواره میلاد → واکنش میلاد → تشدید مشکل زوج متوجه می‌شوند که دشمن اصلی، یکدیگر نیستند؛ بلکه این چرخه ناسالم است. گام چهارم: معرفی مودها درمانگر توضیح می‌دهد: کودک آسیب‌پذیر: وقتی احساس ترس، تنهایی یا طرد می‌کنیم. کودک خشمگین: وقتی نیازهای ما برآورده نمی‌شود. محافظ اجتنابی: وقتی از درد فرار می‌کنیم. والد تنبیه‌گر: وقتی خودمان را سرزنش می‌کنیم. بزرگسال سالم: بخشی که منطقی، مهربان و مسئولانه عمل می‌کند. سپس از زوج می‌خواهد در طول هفته هر بار که یکی از این حالت‌ها را تجربه کردند، آن را یادداشت کنند. گام پنجم: تکلیف خانگی یک جدول ساده به آنها داده می‌شود: موقعیت چه احساسی داشتم؟کدام طرحواره یا مود فعال شد؟واکنش من چه بود؟ مثلاً: موقعیت: میلاد دیر به خانه آمد. احساس: ترس و ناراحتی. مود: کودک آسیب‌پذیر. واکنش: گریه و سرزنش. یا: موقعیت: ساحل با عصبانیت صحبت کرد. احساس: درماندگی. مود: محافظ اجتنابی. واکنش: سکوت و ترک اتاق. معیار موفقیت مرحله دوم در پایان این مرحله، اگر ساحل و میلاد بتوانند به جای گفتن: «تو همیشه مقصری.» بگویند: «فکر می‌کنم الآن طرحواره رهاشدگی من فعال شده است.» یا «الآن محافظ اجتنابی من باعث شده سکوت کنم.» درمان یک گام بزرگ به جلو برداشته است؛ زیرا زبان سرزنش، کم‌کم به زبان خودآگاهی تبدیل می‌شود. نکته بالینی: در این مرحله، درمانگر هنوز سعی نمی‌کند طرحواره‌ها را تغییر دهد؛ هدف این است که مراجع بتواند آنها را در لحظه تشخیص دهد. این آگاهی، زمینه لازم برای مداخلات هیجانی و شناختی در مراحل بعدی را فراهم می‌کند. D - yadegari: جلسه سوم: تغییر هیجانی و کار با کودک آسیب‌پذیر هدف اصلی هدف این مرحله این نیست که فقط مراجع بفهمد چه طرحواره‌ای دارد، بلکه هیجان‌های ریشه‌ای مرتبط با آن را تجربه، پردازش و ترمیم کند. در این مرحله درمانگر به مراجع کمک می‌کند تا به جای واکنش از روی «کودک آسیب‌دیده»، کم‌کم از موضع «بزرگسال سالم» پاسخ دهد. مثال: ساحل فرض کنیم ساحل می‌گوید: «وقتی میلاد دیر جواب پیامم را می‌دهد، احساس می‌کنم دیگر دوستم ندارد.» درمانگر به جای بحث منطقی، می‌پرسد: «این احساس، تو را یاد چه زمانی در زندگی‌ات می‌اندازد؟» «اولین باری که چنین احساسی را تجربه کردی، چند ساله بودی؟» ممکن است ساحل به خاطره‌ای از کودکی برسد که احساس کرده دیده یا حمایت نشده است. تکنیک تصویرسازی ذهنی (Imagery Rescripting) درمانگر از مراجع می‌خواهد چشم‌هایش را ببندد و آن صحنه را تصور کند. سپس با سؤال‌هایی مانند: «الان آن کودک چه احساسی دارد؟» «چه نیازی دارد؟» «اگر یک بزرگسال امن کنار او بود، چه می‌گفت یا چه می‌کرد؟» به بازسازی تجربه کمک می‌کند. در این فرایند، درمانگر یا «بزرگسال سالم» به‌صورت نمادین از کودک حمایت می‌کند؛ مثلاً از او دفاع می‌کند، او را آرام می‌کند یا نیازهایش را به رسمیت می‌شناسد. مثال: میلاد اگر میلاد در کودکی به خاطر گریه یا ابراز احساسات سرزنش شده باشد، ممکن است امروز هنگام اختلاف فقط سکوت کند. درمانگر با تصویرسازی به او کمک می‌کند آن کودک را ببیند و تجربه کند که امروز دیگر لازم نیست احساساتش را پنهان کند. بازوالدینی محدود (Limited Reparenting) در این مرحله، درمانگر در چارچوب حرفه‌ای، تجربه‌ای از رابطه‌ای امن، پذیرا و همدلانه فراهم می‌کند؛ تجربه‌ای که ممکن است مراجع در کودکی کمتر داشته باشد. این به معنای جایگزین شدن درمانگر با والدین نیست، بلکه ایجاد یک رابطه درمانی اصلاح‌کننده است. تکلیف خانگی از هر یک از زوجین خواسته می‌شود: هر روز چند دقیقه با «کودک آسیب‌پذیر» خود ارتباط برقرار کنند. بنویسند: امروز چه چیزی کودک درونم را ناراحت کرد؟ او چه نیازی داشت؟ اگر از موضع بزرگسال سالم پاسخ می‌دادم، چه می‌گفتم؟ مثال کاربردی برای ساحل و میلاد به جای اینکه: ساحل فریاد بزند: «تو اصلاً به من اهمیت نمی‌دهی!» میلاد سکوت کند و فاصله بگیرد، درمانگر به آنها کمک می‌کند بگویند: ساحل: «الان احساس می‌کنم کودک آسیب‌پذیرم از تنها ماندن می‌ترسد.» میلاد: «الان محافظ اجتنابی من می‌خواهد فرار کند، اما می‌خواهم بمانم و درباره احساسم صحبت کنم.» شاخص موفقیت مرحله سوم در پایان این مرحله انتظار داریم: شدت واکنش‌های هیجانی کاهش یابد. مراجع علت احساسات خود را بهتر درک کند. زوج به جای حمله یا کناره‌گیری، درباره نیازهای هیجانی خود صحبت کنند. «بزرگسال سالم» به‌تدریج نقش پررنگ‌تری در رابطه پیدا کند. این مرحله معمولاً زمان‌برتر از مراحل قبلی است و بسته به عمق طرحواره‌ها، ممکن است طی چندین جلسه ادامه یابد، زیرا تغییر هیجانی معمولاً تدریجی است، نه ناگهانی. D - yadegari: جلسه چهارم: تغییر شناختی هدف اصلی کمک به مراجع برای اینکه باورهای قدیمی طرحواره‌ای را به چالش بکشد و به‌تدریج آنها را با باورهای واقع‌بینانه‌تر جایگزین کند. مثال ساحل فرض کنید باور مرکزی ساحل این باشد: «اگر کسی دیر جواب پیامم را بدهد، یعنی دیگر مرا دوست ندارد.» درمانگر این باور را مستقیماً رد نمی‌کند، بلکه با پرسش‌های هدایت‌کننده آن را بررسی می‌کند. گفت‌وگوی درمانی درمانگر: «چه شواهدی داری که این باور را تأیید می‌کند؟» ساحل: «گاهی میلاد دیر جواب می‌دهد.» درمانگر: «آیا همیشه وقتی دیر جواب داده، به معنی دوست نداشتن بوده است؟» ساحل: «نه، بعضی وقت‌ها سر کار بوده یا جلسه داشته است.» درمانگر: «پس آیا ممکن است چند توضیح دیگر هم وجود داشته باشد؟» در اینجا ذهن مراجع از تفسیر مطلق به سمت تفسیرهای متنوع‌تر حرکت می‌کند. مثال میلاد باور اصلی میلاد: «اگر احساساتم را نشان بدهم، ضعیف به نظر می‌رسم.» درمانگر می‌پرسد: این قانون را از کجا یاد گرفته‌ای؟ آیا همه مردان قوی احساساتشان را پنهان می‌کنند؟ آیا ابراز محترمانه احساس همیشه نشانه ضعف است؟ به‌تدریج میلاد متوجه می‌شود که این باور، یک قانون قدیمی است، نه یک حقیقت همیشگی. تکنیک‌های اصلی این مرحله ۱. بررسی شواهد شواهد موافق باور شواهد مخالف باور ۲. گفت‌وگوی سقراطی درمانگر پاسخ نمی‌دهد؛ سؤال می‌پرسد تا مراجع خودش به نتیجه برسد. ۳. پیوستار به‌جای تفکر صفر و صد مثلاً به‌جای: «من کاملاً شکست‌خورده‌ام.» درمانگر می‌پرسد: «اگر از صفر تا صد نمره بدهی، واقعاً چقدر احساس شکست می‌کنی؟» این کار به کاهش تفکر مطلق کمک می‌کند. ۴. کارت مقابله‌ای برای ساحل می‌توان نوشت: «دیر جواب دادن پیام، به‌تنهایی نشانه طرد شدن نیست. قبل از نتیجه‌گیری، شواهد دیگر را هم بررسی می‌کنم.» برای میلاد: «بیان محترمانه احساس، نشانه ضعف نیست؛ می‌تواند به صمیمیت بیشتر کمک کند.» از مراجع خواسته می‌شود این کارت را هر روز بخواند، به‌ویژه در موقعیت‌هایی که طرحواره فعال می‌شود. تکلیف خانگی هر بار که احساس شدیدی ایجاد شد، این جدول را کامل کنند: موقعیت باور خودکارشواهد موافق شواهد مخالف باور متعادل مثلاً: موقعیت: میلاد دیر به خانه آمد. باور خودکار: «حتماً دیگر مرا دوست ندارد.» شواهد موافق: دیر آمده است. شواهد مخالف: قبلاً هم به دلیل کار دیر آمده بود و بعد توضیح داده بود. باور متعادل: «ناراحت هستم، اما قبل از نتیجه‌گیری بهتر است علت را بپرسم.» معیار موفقیت مرحله چهارم در پایان این مرحله، انتظار نداریم طرحواره کاملاً از بین برود؛ بلکه انتظار داریم مراجع هنگام فعال شدن طرحواره، مکث کند و از خود بپرسد: «آیا این فکر، صدای طرحواره است یا واقعیت؟» «چه شواهدی برای این نتیجه‌گیری دارم؟» «اگر از دید یک بزرگسال سالم نگاه کنم، چه برداشتی خواهم داشت؟» این تغییر، پایه‌ای برای مرحله بعد است که در آن تمرکز اصلی بر تغییر رفتار و ایجاد الگوهای جدید در زندگی واقعی خواهد بود. D - yadegari: جلسه پنجم: تغییر رفتار هدف اصلی کمک به مراجع برای اینکه به جای رفتارهای قدیمی ناشی از طرحواره، رفتارهای سالم و جدید را تمرین کند. درمانگر معمولاً این جمله را به مراجع می‌گوید: «اگر فقط افکارت تغییر کند ولی رفتارت همان باشد، طرحواره همچنان زنده می‌ماند.» مثال ساحل و میلاد الگوی قدیمی میلاد دیر به خانه می‌آید. ساحل طرحواره رهاشدگی فعال می‌شود. رفتار: گریه سرزنش تهدید قهر میلاد طرحواره شکست یا بازداری هیجانی فعال می‌شود. رفتار: سکوت فرار خوابیدن ترک خانه نتیجه؟ دعوای شدید رفتار جدید درمانگر از قبل این موقعیت را با زوج تمرین می‌کند. نقش درمانگر درمانگر می‌گوید: «فرض کنید همین الآن میلاد یک ساعت دیر آمده است. اینجا در اتاق درمان، هر دو همان رفتاری را انجام دهید که معمولاً در خانه انجام می‌دهید.» بعد از اجرای صحنه، درمانگر جلسه را متوقف می‌کند. اصلاح رفتار ساحل درمانگر: «وقتی احساس ترس کردی، به جای حمله بگو: "وقتی دیر می‌آیی، نگران می‌شوم و دوست دارم خبرم کنی."» به جای: "تو اصلاً به فکر من نیستی." اصلاح رفتار میلاد به جای سکوت بگوید: "می‌دانم نگران شدی. حق داری ناراحت باشی. دفعه بعد خبر می‌دهم." تمرین جرأت‌مندی (Assertiveness) مثلاً اگر ساحل همیشه نیازهایش را سرکوب کرده است. درمانگر تمرین می‌کند: درخواست محترمانه نه گفتن بیان احساس بدون حمله مواجهه تدریجی اگر میلاد از گفتگو فرار می‌کند. تمرین: هفته اول ۱۰ دقیقه گفتگوی آرام هفته دوم ۲۰ دقیقه هفته سوم حل یک اختلاف بدون ترک اتاق تکالیف خانگی هر هفته فقط یک رفتار تغییر کند. مثلاً: ساحل قبل از انتقاد ۱۰ ثانیه مکث سپس با جمله‌ای که با «من...» شروع می‌شود احساسش را بیان کند. میلاد هر روز حداقل یک احساسش را بیان کند. مثلاً: امروز خسته بودم. امروز نگران بودم. امروز خوشحال شدم. ثبت موفقیت‌ها در پایان هفته زوج می‌نویسند: چه رفتار سالمی انجام دادم؟ چه احساسی داشتم؟ نتیجه چه شد؟ اگر شکست خوردند؟ درمانگر نمی‌گوید: "باز هم خراب کردی." بلکه می‌پرسد: چه طرحواره‌ای فعال شد؟ چه چیزی مانع رفتار جدید شد؟ دفعه بعد چه کار متفاوتی می‌توانی انجام دهی؟ در طرحواره‌درمانی، شکست بخشی از فرایند یادگیری است، نه نشانه ناکامی درمان. معیار موفقیت این مرحله در پایان این مرحله انتظار داریم: تعداد مشاجره‌ها کمتر شود. مدت قهرها کوتاه‌تر شود. زوج قبل از واکنش، مکث کنند. به جای سرزنش، احساس و نیاز خود را بیان کنند. رفتارهای سالم به‌تدریج جایگزین الگوهای قدیمی شوند. یک نکته بالینی مهم تغییر رفتار باید تدریجی و قابل‌اجرا باشد. اگر درمانگر از مراجع بخواهد همه رفتارهای ناسالم را یکباره تغییر دهد، احتمال شکست زیاد است. بهتر است در هر هفته فقط یک یا دو رفتار مشخص، قابل اندازه‌گیری و تمرین‌پذیر هدف قرار گیرد و موفقیت‌های کوچک تقویت شوند. در مرحله ششم، درمان بر تقویت «بزرگسال سالم»، کاهش قدرت والد تنبیه‌گر و پیشگیری از بازگشت الگوهای ناسالم متمرکز می‌شود. D - yadegari: جلسه ششم: تقویت «بزرگسال سالم» هدف اصلی کمک به مراجع تا در موقعیت‌های دشوار، به‌جای اینکه از روی «کودک آسیب‌پذیر»، «کودک خشمگین»، «والد تنبیه‌گر» یا «محافظ اجتنابی» عمل کند، از موضع بزرگسال سالم تصمیم بگیرد. به زبان ساده، درمانگر می‌خواهد این سؤال در ذهن مراجع شکل بگیرد: «اگر الآن بهترین نسخه بالغ و سالم من تصمیم بگیرد، چه خواهد کرد؟» مثال ساحل قبل از درمان میلاد تلفن را جواب نمی‌دهد. طرحواره رهاشدگی فعال می‌شود. کودک آسیب‌پذیر می‌گوید: «حتماً مرا ترک کرده است.» کودک خشمگین می‌گوید: «وقتی آمد باید دعوا کنم.» درمانگر می‌پرسد: «اگر بزرگسال سالم ساحل اینجا بود، چه می‌گفت؟» بعد از کمی فکر، ساحل می‌گوید: «اول صبر می‌کنم، بعد علت را می‌پرسم. اگر ناراحت باشم، بدون توهین احساسم را بیان می‌کنم.» این همان صدای بزرگسال سالم است. مثال میلاد قبل از درمان ساحل ناراحت می‌شود. محافظ اجتنابی می‌گوید: «سکوت کن و از خانه بیرون برو.» درمانگر: «اگر بزرگسال سالم تصمیم بگیرد چه می‌کند؟» میلاد: «کنار او می‌مانم، به حرفش گوش می‌دهم و اگر اشتباه کرده باشم، مسئولیت آن را می‌پذیرم.» تمرین عملی داخل جلسه درمانگر چهار صندلی می‌گذارد. صندلی اول کودک آسیب‌پذیر صندلی دوم والد تنبیه‌گر صندلی سوم محافظ صندلی چهارم بزرگسال سالم از مراجع می‌خواهد روی هر صندلی بنشیند و از زبان همان بخش صحبت کند. در پایان، فقط بزرگسال سالم تصمیم نهایی را می‌گیرد. خاموش کردن والد تنبیه‌گر مثلاً صدای درونی ساحل: «تو زن خوبی نیستی.» درمانگر می‌پرسد: «اگر بهترین دوستت همین حرف را درباره خودش بزند، چه پاسخی به او می‌دهی؟» ساحل: «نه، تو انسان ارزشمندی هستی و فقط اشتباه کرده‌ای.» درمانگر: «همین جمله را به خودت بگو.» مراقبت از کودک آسیب‌پذیر درمانگر از مراجع می‌خواهد هر روز چند دقیقه از خودش بپرسد: امروز چه احساسی داشتم؟ چه نیازی داشتم؟ چگونه می‌توانم از خودم حمایت کنم؟ تکلیف خانگی هر شب سه سؤال بنویسند: ۱. امروز کدام مود بیشتر فعال بود؟ ۲. بزرگسال سالم چه کاری انجام داد؟ ۳. فردا چگونه می‌توانم بهتر عمل کنم؟ نشانه موفقیت وقتی ساحل و میلاد به‌جای اینکه بگویند: «او باعث عصبانیت من شد.» بگویند: «امروز طرحواره من فعال شد، اما توانستم با کمک بزرگسال سالم رفتارم را مدیریت کنم.» یعنی درمان وارد مرحله پایداری شده است. نکته‌ای که همیشه به درمانجویان می‌گویم درمان زمانی کامل نمی‌شود که دیگر هیچ طرحواره‌ای فعال نشود؛ طرحواره‌ها ممکن است همچنان گاهی فعال شوند. موفقیت واقعی زمانی است که فرد دیگر اسیر آنها نباشد و بتواند با آگاهی، هیجان و رفتارش را مدیریت کند. به همین دلیل، بزرگسال سالم «مدیر» ذهن است؛ نه اینکه کودک آسیب‌پذیر را حذف کند، بلکه از او مراقبت می‌کند، والد تنبیه‌گر را محدود می‌کند و اجازه نمی‌دهد محافظ اجتنابی کنترل زندگی را به دست بگیرد. این توانایی، مهم‌ترین دستاورد طرحواره‌درمانی است. D - yadegari: جلسه هفتم: تثبیت درمان و پیشگیری از عود هدف اصلی هدف این مرحله این است که مراجع بدون حضور درمانگر نیز بتواند: طرحواره‌های خود را تشخیص دهد. مودهای خود را مدیریت کند. از مهارت‌های آموخته‌شده استفاده کند. در صورت لغزش، سریع به مسیر سالم برگردد. درمانگر به مراجع می‌گوید: «قرار نیست دیگر هیچ‌وقت ناراحت، عصبانی یا مضطرب نشوی؛ هدف این است که وقتی این احساس‌ها آمدند، اسیر آنها نشوی.» مثال ساحل و میلاد فرض کنید شش ماه بعد از پایان درمان، میلاد دوباره چند روز به دلیل فشار کاری دیر به خانه می‌آید. قبل از درمان: ساحل: «حتماً دیگر مرا دوست ندارد.» میلاد: سکوت و فاصله گرفتن. نتیجه: دعوای شدید. بعد از درمان: مرحله اول ساحل متوجه می‌شود: «طرحواره رهاشدگی من فعال شده است.» مرحله دوم قبل از واکنش، چند دقیقه صبر می‌کند مرحله سوم احساسش را بیان می‌کند: «وقتی خبر نمی‌دهی، نگران می‌شوم. دوست دارم اگر تأخیر داری، اطلاع بدهی.» مرحله چهارم میلاد نیز به جای دفاع کردن می‌گوید: «حق داری ناراحت شوی. متوجه شدم که اطلاع ندادن من باعث نگرانی‌ات شده است.» این یعنی مهارت‌ها در زندگی واقعی تثبیت شده‌اند. برنامه پیشگیری از عود درمانگر از هر مراجع می‌خواهد یک برنامه شخصی بنویسد. مثلاً برای ساحل: علائم هشدار حساسیت زیاد گریه بدون علت مشخص چسبندگی عاطفی بدبینی محرک‌ها دیر جواب دادن پیام بی‌توجهی سکوت همسر کارهایی که باید انجام دهم نتیجه‌گیری عجولانه نکنم. احساسم را بیان کنم. از کارت مقابله‌ای استفاده کنم. با یک فرد امن صحبت کنم. برای میلاد: علائم هشدار سکوت طولانی فاصله گرفتن کار کردن افراطی اقدامات احساساتم را بیان کنم. از گفتگو فرار نکنم. مسئولیت اشتباهاتم را بپذیرم. جعبه ابزار بزرگسال سالم درمانگر از مراجع می‌خواهد فهرستی تهیه کند از چیزهایی که هنگام فعال شدن طرحواره به او کمک می‌کنند، مانند: تمرین تنفس نوشتن افکار گفت‌وگوی سالم با همسر ورزش پیاده‌روی مرور کارت‌های مقابله‌ای یادآوری موفقیت‌های گذشته مرور کل مسیر درمان در جلسه پایانی، درمانگر با مراجع مرور می‌کند: مهم‌ترین طرحواره‌ها چه بودند؟ چه چیزهایی تغییر کرده است؟ چه موقعیت‌هایی هنوز دشوار هستند؟ در آینده چگونه با آنها برخورد خواهد کرد؟ این مرور به مراجع احساس پیشرفت و خودکارآمدی می‌دهد. معیار موفقیت نهایی در پایان درمان، انتظار نداریم مراجع «بی‌نقص» باشد؛ بلکه انتظار داریم: خودآگاهی بیشتری داشته باشد. مسئولیت هیجان‌ها و رفتارهایش را بپذیرد. بتواند نیازهایش را به شیوه سالم بیان کند. در روابط، کمتر اسیر الگوهای قدیمی شود. پس از لغزش، سریع‌تر به مسیر سالم بازگردد. یک نکته بالینی مهم طرحواره‌درمانی پایان مشخصی دارد، اما رشد روان‌شناختی ادامه‌دار است. درمان موفق زمانی است که درمانجو به درمانگر وابسته نماند، بلکه مهارت‌هایی را که آموخته، در زندگی روزمره به کار بگیرد و به تدریج خودش نقش «بزرگسال سالم» را برای خود ایفا کند. این همان هدف نهایی طرحواره‌درمانی است. D - yadegari: جلسه هشتم: پیگیری و رشد (Follow-up) هدف: تثبیت تغییرات و جلوگیری از بازگشت تدریجی الگوهای قدیمی. ۱. جلسات پیگیری فاصله جلسات به تدریج بیشتر می‌شود: یک ماه بعد سه ماه بعد شش ماه بعد در صورت نیاز سالی یک یا دو جلسه در هر جلسه این سؤال‌ها بررسی می‌شوند: کدام طرحواره‌ها دوباره فعال شده‌اند؟ چه مهارت‌هایی خوب استفاده شده‌اند؟ در چه موقعیت‌هایی هنوز مشکل وجود دارد؟ ۲. بازنگری اهداف زندگی تمرکز درمان از «کاهش مشکل» به سمت «ساختن یک زندگی رضایت‌بخش» می‌رود: رابطه زناشویی فرزندپروری شغل سلامت جسمی رشد فردی ۳. تقویت بزرگسال سالم درمانگر بررسی می‌کند: آیا مراجع هنوز خودش را سرزنش می‌کند؟ آیا می‌تواند از نیازهایش دفاع کند؟ آیا در روابط مرزهای سالم دارد؟ ۴. مدیریت لغزش اگر مراجع دوباره به الگوهای قدیمی برگشت، درمانگر تأکید می‌کند: لغزش طبیعی است. لغزش به معنی شکست درمان نیست. مهم این است که فرد زودتر متوجه شود و مسیر را اصلاح کند. مثال ساحل و میلاد سه ماه بعد، میلاد به دلیل فشار کاری دوباره کم‌حرف شده است. در جلسه پیگیری، درمانگر نمی‌پرسد: «چرا دوباره خراب کردید؟» بلکه می‌پرسد: چه چیزی این بار باعث فعال شدن طرحواره‌ها شد؟ چه تفاوتی با قبل داشت؟ این بار چه مهارتی به شما کمک کرد؟ ممکن است ساحل بگوید: «قبلاً سه روز قهر می‌کردم، اما این بار همان شب احساس نگرانی‌ام را مطرح کردم.» این یعنی درمان موفق بوده است، حتی اگر هنوز گاهی طرحواره‌ها فعال شوند. نکته‌ای که در تجربه بالینی بسیار مهم است به‌عنوان روان‌شناس، سعی نکنید مراجع را «بی‌طرحواره» کنید؛ چنین هدفی واقع‌بینانه نیست. هدف این است که: طرحواره‌ها کمتر و با شدت پایین‌تر فعال شوند. مدت فعال ماندن آنها کوتاه‌تر شود. مراجع سریع‌تر به «بزرگسال سالم» بازگردد. یک پیشنهاد برای کار حرفه‌ای شما اگر قصد دارید طرحواره‌درمانی را به‌صورت تخصصی در کلینیک اجرا کنید، بهتر است علاوه بر این مراحل، یک پروتکل ۳۰ جلسه‌ای داشته باشید که دقیقاً مشخص کند در هر جلسه: چه هدفی دنبال می‌شود، چه تکنیک‌هایی اجرا می‌شود، چه تکلیف خانگی داده می‌شود، و چه شاخص‌هایی برای ارزیابی پیشرفت وجود دارد. چنین پروتکلی باعث می‌شود درمان منظم، قابل ارزیابی و قابل تکرار باشد، به‌ویژه در کار با مراجعان پیچیده یا زوج‌درمانی.
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک