احمد یادگاری روانشناس شخصیت
 
مشاوره آنلاین : https://haal.ir/C/DaUDhBL

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۴ توسط احمد یادگاری روانشناس شخصیت

مقدمه

آرزوها و انتظارات فردی، مسیر زندگی انسان را شکل می‌دهند. سقف آرزوهایی که کودک یا نوجوان برای آینده‌ی خود ترسیم می‌کند، اغلب به‌مثابه «حد مجاز موفقیت» عمل می‌کند. با این حال، این سقف نه محصول صرفِ اراده‌ی فردی، بلکه بازتابی از شرایط اجتماعی، فرهنگی و آموزشی زمانه است (بوردیو، 1986). در ایران دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰، نظام آموزشی و فرهنگی غالب، نوعی بدبینی ساختاری به ثروت و رفاه را ترویج می‌کرد. در نتیجه، بسیاری از کودکان و نوجوانان با سقف آرزوهایی کوتاه‌تر از ظرفیت‌های واقعی‌شان رشد یافتند. این مقاله در پی آن است تا این تجربه را در پرتو جامعه‌شناسی و روان‌شناسی تربیتی بررسی کند.

طرح مسئله

بسیاری از افراد این نسل، امروز در موقعیت‌های مالی و اجتماعی مناسبی قرار گرفته‌اند؛ اما در بازنگری به گذشته درمی‌یابند که اگر سقف آرزوهایشان بلندتر بود، می‌توانستند جایگاه به‌مراتب بالاتری داشته باشند. پرسش اساسی این است: چه عواملی موجب شد نسل‌های پیشین نتوانند آینده‌ای بلندپروازانه برای خود ترسیم کنند؟

تحلیل تاریخی ـ فرهنگی

دهه‌ی ۱۳۶۰ ایران، هم‌زمان با جنگ و فضای انقلابی، سرشار از پیام‌های فرهنگی در ستایش ساده‌زیستی و قناعت بود. شعارهایی چون «پابرهنگان وارثان زمین‌اند» (برداشتی از آموزه‌های شریعتی و ادبیات انقلابی آن دوران) در مدارس و رسانه‌ها تکرار می‌شد. در کتاب‌های درسی، شخصیت‌های فقیر اما قانع قهرمان بودند، در حالی که ثروتمندان به‌عنوان «زالوصفت» یا «خودخواه» معرفی می‌شدند (خاکی، ۱۳۸۹).

دهه‌ی ۱۳۷۰، با وجود تغییرات اقتصادی و آغاز بازسازی، همچنان تحت‌تأثیر همان ذهنیت بود. در مدارس و فضای عمومی، ثروت اغلب با فساد اخلاقی یا فاصله گرفتن از ارزش‌های دینی پیوند می‌خورد. تناقض زمانی آشکار شد که بسیاری از همان مروّجان ساده‌زیستی، خود به سمت انباشت ثروت‌های کلان و بهره‌مندی از امتیازات اقتصادی رفتند؛ فرزندانشان به دانشگاه‌های اروپا و آمریکا اعزام شدند و هزینه‌های زندگی‌شان به‌شدت متفاوت از مردمی بود که روزگاری به ریاضت دعوتشان می‌کردند.

تحلیل جامعه‌شناختی

پدیده‌ی «کوتاه‌سازی سقف آرزوها» را می‌توان در چارچوب نظریه‌ی «بازتولید فرهنگی» بوردیو (1986) بررسی کرد. بر اساس این نظریه، نظام‌های آموزشی و فرهنگی، ارزش‌ها و هنجارهایی را بازتولید می‌کنند که در نهایت به حفظ ساختار طبقاتی موجود می‌انجامد. تقبیح ثروت و ستایش قناعت، در عمل ابزاری برای تثبیت جایگاه طبقات فرودست بود؛ زیرا آنان را به پذیرش محدودیت‌ها و قانع شدن به حداقل‌ها سوق می‌داد.

از منظر ماکس وبر (1946)، رابطه‌ی میان دین و اقتصاد نیز نقش مهمی در این فرآیند داشته است. آموزه‌های ساده‌زیستی، که در آغاز با نیت اخلاقی مطرح می‌شد، به‌تدریج به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به نابرابری‌های اجتماعی بدل شد. تناقض میان «موعظه به ساده‌زیستی» و «عمل به تجمل‌گرایی» مصداق بارز آن چیزی است که وبر از آن به‌عنوان «وارونگی ارزش‌ها» یاد می‌کند.

تحلیل روان‌شناختی

از منظر روان‌شناسی رشد، نوجوانی دوره‌ای است که در آن آرزوها و رؤیاها نقش بنیادین در شکل‌گیری هویت دارند (اریكسون، 1968). وقتی نظام آموزشی و فرهنگی، به‌طور مداوم پیام‌هایی مبنی بر مذموم بودن ثروت و مذایای مادی ارسال می‌کند، نوجوانان دچار «شرطی‌سازی منفی» می‌شوند. در نتیجه، بلندپروازی با حرص یکی گرفته می‌شود و رضایت از حداقل‌ها به‌عنوان فضیلت درونی می‌گردد. این فرآیند، در بزرگسالی به نوعی احساس عقب‌ماندگی و حسرت تبدیل می‌شود.

جمع‌بندی

بازنگری در تجربه‌ی نسل‌های دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ نشان می‌دهد که کوتاه‌سازی سقف آرزوها نه نتیجه‌ی انتخاب فردی، بلکه پیامد مستقیم مهندسی فرهنگی و بازتولید ارزش‌هایی بود که در نهایت به نابرابری‌های گسترده انجامید. این روند، ضمن ایجاد بی‌اعتمادی به نهادهای آموزشی و مذهبی، موجب شد بسیاری از استعدادها هرگز به قله‌های بالقوه‌ی خود دست نیابند.

درس امروز آن است که جامعه برای پیشرفت، نیازمند بازتعریف رابطه‌ی خود با ثروت و موفقیت است. ثروت، اگر در خدمت تعالی فردی و جمعی قرار گیرد، نه تنها مذموم نیست بلکه ضرورتی برای شکوفایی اجتماعی است. نسل کنونی باید بیاموزد که سقف آرزوها را بلندتر ترسیم کند؛ چرا که آرزوهای بزرگ، موتور محرک تحول فرد و جامعه‌اند.

منابع

بوردیو، پ. (1986). Forms of Capital. In Richardson, J. (Ed.), Handbook of Theory and Research for the Sociology of Education. Greenwood.

وبر، م. (1946). From Max Weber: Essays in Sociology. New York: Oxford University Press.

اریکسون، ا. (1968). Identity: Youth and Crisis. New York: Norton.

خاکی، غ. (۱۳۸۹). تحلیل محتوای کتاب‌های درسی ایران بعد از انقلاب اسلامی. تهران: پژوهشگاه آموزش و پرورش.

شریعتی، ع. (۱۳۵۷). بازگشت به خویشتن. تهران: حسینیه ارشاد.


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک